خانه / خواندن و دانستن / سخنان پند آموز / داستانهای پندآموز-شماره11

داستانهای پندآموز-شماره11

معجون آرامش!

کسری انوشیروان بر بزرگمهر خشم گرفت و در خانه ای تاریک به زندانش افکند و فرمود او را به زنجیر بستند.

چون روزی چند بر این حال بود، کسری کسانی را فرستاد تا از حالش پرسند.

آنان بزرگمهر را دیدند با دلی قوی و شادمان.

بدو گفتند: در این تنگی و سختی تو را آسوده دل می بینم!

گفت: معجونی ساخته ام از شش جزء و به کار می برم و چنین که می بینید مرا نیکو می دارد.

گفتند: آن معجون را شرح بازگوی که ما را نیز هنگام گرفتاری به کار آید

گفت:آری جزء نخست اعتماد بر خدای است ،عزوجل،

دوم آنچه مقدر است بودنی است،

سوم شکیبایی برای گرفتار بهترین چیزهاست.

چهارم اگر صبر نکنم چه کنم، پس نفس خویش را به جزع و زاری بیش نیآزارم،

پنجم آنکه شاید حالی سخت تر از این رخ دهد.

ششم آنکه از این ساعت تا ساعت دیگر امید گشایش باشد

چون این سخنان به کسری رسید او را آزاد کرد و گرامی داشت…

سخن روز :  تنها آرامش و سکوت سرچشمه‌ی نیروی لایزال است.داستایوفسکی

همچنین ببینید:

wayne-dyer-atige.ir

آموزش خیاطی خانم سلحشور

درباره ی صبا جون

صبا جون
فوق لیسانس شیمی آلی هستم. به تدریس پاره وقت در دانشگاه مشغولم. زیبایی و هنر را دوست دارم. به شعر و ادبیات علاقه دارم. برای دوستداران زیبایی می نویسم... با کانال تلگرام صباجون همراه باشید. مجله اینترنتی بانوان ایرانی

همچنین ببینید

داستانهای پندآموز-شماره29

پند عابد! گویند: صاحب دلى، براى اقامه نماز به مسجدى رفت . نمازگزاران همه او …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.